+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 1:38 توسط مصلح
|
جرم من شايد عاشقي در ديروزي بود که بر اثر يک اتفاق در دالان زمان متولد شد و ديگر شايد تکراري نباشد تکرار را مجالي نيست! اما اگر شايد اين بارشي بود ديگر آسمانم ابري نشد آن روز را گريستم چند گاهي است که ديگر باراني نمي بارد و برهوت من در انتظار تر شدن مرد! به همين آساني و ديگر هيچ! ------------------------- از نقص قالب معذرت میخوام....ولی به نظرم اینطوری قشنگتره