|
رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند
|
||||
|
|
||||
گاهي اوقات
قطره هاي شک
مي بارند بر زمين باورم
و گياهان اميدم آفت مي زنند
فکر مي کنم
چه فايده داشت
اينهمه وجين کردن دل؟
چه فايده داشت
آبياري احساس
و ريشه دواندن به اعماق وجود؟
تا به کِي آوندهايم
تهي ز حقيقت؟
تا به کِي سبزي برگهايم
وابسته به نور؟
نمي دانم کِي کلروفيل
به واژه نامه پيوست؟
که من فهميدم
باور من به رشد
تنها يک اعتياد است
به نور!
و من ناگهان
از زرد شدن ترسيدم!
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 3:46 توسط مصلح
|
