تبليغاتX
ஜ★ஜمرداب تنهاییஜ★ஜ

ஜ★ஜمرداب تنهاییஜ★ஜ

رنگين كمان پاداش كسي است كه تا آخرين قطره زير باران مي ماند

HOMEPAGE

E-MAIL

اگه از ياد تو رفتم... اگه از ياد تو رفتم اگه رفتي تو زدستم
 اگه ياد ديگروني ...من هنوز عاشقت هستم
 با وجود اينكه گفتي ...ديگه قهري تا قيامت با تموم سادگي هام
 گفتم اما.... به سلامت شايد اين خوابه كه ديدم ...
هر چه حرف از تو شنيدم قلب ناباور من گفت من به عشقم....نرسيدم!
 پيش از اين نگفته بودي ... غير من كسي رو داري توي گريه توي شادي …
.سر رو شونه هاش بذاري تو رو مي بخشم و هرگز ديگه يادت نمي افتم....
 برو زيباي عزيزم ... تو گروني ... من چه مفتم

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 0:27 توسط مصلح |

آه من از کجا بيان کنم اين قصه را

که عالمي خبر شود ز عشق ما

من از کجا بيان کنم اين ماجرا

که ديده را سازد گريان

او نور اميد افشانده بر دنياي من

باشد چو ماه روشن گر شب هاي من

گر نقش او از پرده روياي من گردد فنا

دنياي من يابد پايان چون خورشيد صبح پاييز

قلب و روح ام را سازد لبريز

از يک احساس

فرياد از اين احساس

دارم آتش در دل پنهان

اشک من باشد قصه گوي اين عشق سوزان

او نور اميد افشانده بر دنياي من

باشد چو ماه روشن گر شب هاي من

گر نقش او از پرده روياي من گردد فنا

دنيايي من يابد پايان چون خورشيد صبح پاييز

قلب وروح ام را سازد لبريز

از يک احساس فرياد از اين احساس

دارم  آتش در دل پنهان

اشک من باشد قصه گوي اين عشق سوزان

 

آه من از کجا بيان کنم اين قصه را

که عالمي خبر شود ز عشق ما

من از کجا بيان کنم اين ماجرا

که ديده را سازد گريان

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت 12:22 توسط مصلح |

سلام دوستان....من یه مقدار مریضم و شاید تا یه مدت نتونم بیام می تونید با ایدی من در ارتباط باشید.اون گوشه نوشتم

دل من یه قفله اما دست تو مثل کلیده
می خوام از تو بنویسم کاغذام همش سفیده
یه سوال عاشقونه بگه هر کسی می دونه
اونکه دادم دل و دستش چرا دل به من نمی ده ؟
چه قدر دعا کنم من خدا رو صدا کنم من
دست من به آسمونه نیمه شب دم سپیده
گفتم از عشق تومی خوام سر بذارم به بیابون
گفت تو عاقل تر از اینی این کارا از تو بعیده
التماس کردم که یک شب لااقل بیا تو خوابم
گفت که هذیون رو تموم کن انگاری تبت شدیده
گفتم آرزو دارم تو مال من بشی یه روزی
گفت تو این دنیای بی رحم کی به آرزوش رسیده
اونی رو که دوست نداری دنبالت میاد تا آخر
اونی که دنبالشی تو چرا دائم ناپدیده
تو از اون روزی که رفتی دل من دیوونه تر شد
رنگ من که هیچی زیبا رنگ آسمون پریده
سرنوشت گریه نداره خودت این رو گفتی اما
تو دل من نمی دونم چرا باز یه کم امیده
تو من رو گذاشتی رفتی اما می خوام بنویسم
چه قدر واسم عزیزه اونکه از من دل بریده

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 0:38 توسط مصلح |

< /body>